بزرگنمایی:
در دنیای سیاست، گاهی برخی چهرهها آنقدر به هیاهو وابسته میشوند که تصور میکنند صدای بلند و تهدید، جایگزین منطق و معادل قدرت است.اظهارات اخیر ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران نیز از همان جنس است.
پایگاه خبری نوید تربت:http://www.navidtorbat.ir
مجتبی شجاعی
در دنیای سیاست، گاهی برخی چهرهها آنقدر به هیاهو وابسته میشوند که تصور میکنند صدای بلند و تهدید، جایگزین منطق و معادل قدرت است .
اظهارات اخیر ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران نیز از همان جنس است که یادآور الگوی آشنایی است که سالهاست از او دیده میشود ، الگویی که در آن نمایش و جنجال رسانهای به جای دستاورد واقعی عرضه میشود.
ترامپ همچنان گویی در این توهم به سر میبرد که جهان را میتوان با همان ادبیاتی اداره کرد که در معاملات تجاری یا شویهای تلویزیونی به کار میرود اما مشکل اینجاست که ایران کشوری نیست که با توییت، سخنرانی انتخاباتی یا عربدههای سیاسی دچار تزلزل شود.
تاریخ این سرزمین بسیار طولانیتر از عمر سیاسی کسانی است که هر چند سال یک بار میآیند، تیتر میشوند و سپس در حاشیه تحولات جهان محو میشوند.
نکته قابل تأمل آن است که هرچه کارنامه سیاسی ترامپ سنگینتر از شکستها و تناقضها میشود، لحن او نیز تندتر میشود ، گویی میخواهد کمبود دستاورد را با افزایش حجم تهدید جبران کند.
جالب است او از صلح سخن میگوید اما همزمان از حمله حرف میزند و از مذاکره میگوید اما زبان اولش تهدید است و از سویی ادعای قدرت میکند اما ناچار است برای اثبات آن مدام درباره استفاده از زور صحبت کند.
در واقع، قدرت واقعی و دست برتر معمولاً نیازی به فریاد زدن ندارد و کسانی بیشتر از همه از اقتدار خود حرف میزنند که نسبت به آن تردید دارند.
برای ملت ایران، این سخنان تازگی ندارد و ملت ما پیش از ترامپ نیز چهرههایی را دیده که با اعتماد به نفس اغراقآمیز آمدهاند، از تغییر معادلات سخن گفتهاند، نقشه کشیدهاند و وعده دادهاند که ایران را به زانو درخواهند آورد ، اما در نهایت، آنچه تغییر کرد ایران نبود، بلکه محاسبات آنان بود.
گورستان سیاست بینالملل پر از پروژههایی است که علیه ایران طراحی شد و طراحانش امروز تنها در حاشیه کتابهای تاریخ یافت میشوند.
شاید بزرگترین اشتباه ترامپ این باشد که ایران را از زاویه گزارشهای امنیتی و تحلیلهای اتاقهای فکر میبیند و هنوز عنصر اصلی این معادله را درک نکرده است و ان هم ملت ایران که در روزهای دشوار نشان دادهاند که وقتی پای تمامیت ارضی، عزت ملی و استقلال کشور در میان باشد، اختلاف سلیقهها رنگ میبازد و یک هویت مشترک و قدرتمند خود را آشکار میکند.
دشمنان ایران بارها روی شکافها حساب باز کردهاند، اما در لحظه آزمون، با واقعیتی روبهرو شدهاند که در محاسباتشان جایی نداشته است و آن وحدت ملی ایرانیان است .
این همان حقیقتی است که بسیاری از سیاستمداران غربی هرگز نفهمیدهاند و آنان ایران را از پشت نمودارها و گزارشها مطالعه میکنند، در حالی که ایران را باید در تاریخش شناخت و در ملتی که هزاران سال از هویت خود دفاع کرده، در مردمی که بارها از آزمونهای سخت عبور کردهاند و در جامعهای که تهدید خارجی را نه عامل فروپاشی، بلکه عاملی برای انسجام بیشتر میداند.
دورهای که برخی قدرتها میتوانستند با نمایش ناوها و سخنرانیهای آتشین دیگران را مرعوب کنند، سالهاست به پایان رسیده است و ترامپ امروز بیش از آنکه برای ایران پیام بفرستد، در حال ارسال پیام به افکار عمومی خود است و تلاشی برای نمایش اقتداری که بارها ادعا شده و بارها با واقعیتهای میدان به چالش کشیده شده است.
اما ایران محل آزمون این نمایشهای تکراری نیست و اینجا سرزمینی است که مردمانش بارها ثابت کردهاند در برابر فشار خم نمیشوند و در برابر تهدید عقب نمینشینند.
پیام ملت ایران روشن است اینکه ما جنگطلب نیستیم، اما از دفاع نیز هراسی نداریم و ملتی که پشتوانه آن تاریخ، فرهنگ، ایمان، هویت ملی و وحدت اجتماعی است، با تهدیدهای لفظی دچار اضطراب نمیشود.
شاید برای برخی سیاستمداران، قدرت در بلندتر فریاد زدن معنا شود، اما برای ایرانیان، قدرت یعنی ایستادگی، عقلانیت، انسجام و آمادگی است .
و این واقعیتی است که ظاهراً ترامپ، با وجود تمام ادعاهایش، هنوز موفق به درک آن نشده است و نمیداند ایران نه میدان نمایشهای انتخاباتی است، نه سکوی احیای اعتبار سیاستمداران بحرانزده و نه جایی برای آزمودن شعارهای توخالی و هر کس چنین تصوری داشته باشد، پیش از هر چیز، خود را فریب داده است.
خودشیفته قمارباز پیش از آنکه بار دیگر از زبان زور علیه ملت ایران سخن بگویند، صفحات تاریخ را با دقت بیشتری ورق بزنند.
ایران سرزمینی نیست که کسی بتواند با تهدید به آن نزدیک شود و بدون هزینه از کنار آن عبور کند.و ملت ایران در برابر هر متجاوزی چنان ایستاده که خاطره آن برای نسلهای بعدی دشمنان نیز باقی مانده است.