بزرگنمایی:
این فرمان نشان میدهد که در سال ۱۲۷۱ قمری، شکایتهایی درباره دریافتهای اضافی و رفتار حاکم تربت حیدریه با مردم به حکومت خراسان رسیده بود و برای بررسی صحت این شکایتها، مأمور ویژهای به منطقه اعزام شد.
پایگاه خبری نوید تربت:http://www.navidtorbat.ir
محمد محمودهاشمی
نوید تربت- به تازگی دو سند تاریخی در تربت حیدریه پیدا شد و نخبگان فرهنگی این شهر تاریخی در جلسهای از آن رونمایی کردند. اسناد مربوط به نیمه اول سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و زمانی است که یکی از شاهزادگان عالیرتبه قاجاری به نام فریدون میرزا بر خراسان حکمرانی میکرد. در این دو سند، حقایقی از روش حکمرانی این سلسله در ایران آشکار شده است.
در رمضان سال 1271 هجری قمری -177 سال پیش- فریدونمیرزا، حاکم خراسان، فرمانی درباره شکایت مردم تربت حیدریه صادر کرد. در این فرمان، گروهی از اهالی تربت از عملکرد رضاقلیخان، حاکم تربت، شکایت کرده و مدعی بودند که او علاوه بر مالیات و عوارض معمول، در برخی بخشهای منطقه مبالغ و مطالبات بیشتری از مردم دریافت کرده است.
فریدونمیرزا در فرمان خود تأکید کرده است که آزار مردم، دریافت مبالغ اضافی و رفتار ناعادلانه با رعایا با سیاست حکومت خراسان سازگار نیست و هدف حکومت باید برقراری آرامش و جلوگیری از ظلم و اجحاف به مردم باشد.
برای بررسی این شکایت، میرزامحمدحسن قدیمی، از مأموران مورد اعتماد حکومت، مأمور شد به تربت حیدریه برود و با دقت، عملکرد حاکم و وضعیت مردم را بررسی کند. وی باید مشخص میکرد که آیا رضاقلیخان واقعاً بیش از میزان مقرر از مردم مطالبه کرده و با آنان رفتار نادرستی داشته است یا نه.
در فرمان تأکید شده بود که میرزامحمدحسن باید بدون جانبداری و با دقت کامل، نتیجه تحقیقات خود را به فریدونمیرزا گزارش کند. اگر اتهامات مردم علیه حاکم درست بود، حکومت بر اساس عدالت و رعایت حال مردم درباره وی تصمیم میگرفت؛ اما اگر مشخص میشد که شاکیان بدون دلیل و برخلاف واقع شکایت کردهاند، آن موضوع نیز به حکومت گزارش میشد تا درباره آن تصمیمگیری شود.
فریدونمیرزا همچنین از رضاقلیخان خواسته بود با مأمور تحقیق همکاری کند و حقیقت عملکرد خود را برای وی روشن سازد.
این فرمان نشان میدهد که در سال 1271 قمری، شکایتهایی درباره دریافتهای اضافی و رفتار حاکم تربت حیدریه با مردم به حکومت خراسان رسیده بود و برای بررسی صحت این شکایتها، مأمور ویژهای به منطقه اعزام شد.
تغییر حاکم تربت حیدریه
بر اساس فرمانی که ناصرالدین شاه در ربیعالاول سال 1272 هجری قمری صادر کرد، رضا قلیخان از حکومت تربت حیدریه برکنار شد. در این فرمان آمده است که او نتوانسته بود امور منطقه را بهخوبی اداره کند و مردم تربت نیز از رفتار و عملکرد او شکایت داشتند. به همین دلیل، حکومت تربت حیدریه به محمدقلیخان، از خدمتگزاران نزدیک دربار، سپرده شد.
در فرمان، از وی بهعنوان فردی کاردان، باتجربه و خوشرفتار یاد شده و انتظار رفته است که با سامان دادن امور، رسیدگی به وضعیت مردم و برقراری امنیت، شرایط بهتری در منطقه ایجاد کند. همچنین فریدونمیرزا، فرمانفرمای خراسان، مأمور شد که این حکم را اجرا کند و از مردم و مسئولان تربت بخواهد از محمدقلیخان اطاعت کنند. دیوانیان و مستوفیان نیز موظف شدند متن فرمان را ثبت و ضبط کرده و مفاد آن را به اجرا بگذارند.
حکمرانی در دوره قاجاریه
زمانی که سلسله قاجاریه تشکیل شد، هر گوشه ای از مملکت در دست یک خان یا رئیس قبیله بود. آقا محمد خان قاجار با انتقال پایتخت به تهران، در پیش گرفتن شدت عمل در برابر هرگونه خودسری خوانین محلی، فراهم آوردن نیروی نظامی منسجم و فرمانبردار از شاه و به کارگیری افراد دیوانسالار کارکشته توانست بود ایران را تا مرزهای تاریخیاش به تصرف درآورد.
قتل ناگهانی و مرموز مؤسس سلسله قاجاریه در قلعه شوشی، مجموعهای از ناامنی را در ایران به وجود آورد. فتحعلی شاه، وارث سلطنت آقامحمدخان، علاوه بر لشکرکشی های مداوم به مناطق مختلف، سیاست ویژهای برای فروخواباندن شورش ها در پیش گرفت که با موفقیت نسبی همراه بود. وی دارای پسران و دختران متعدد بود.
وی از همین مزیت استفاده کرد و این شاهزادگان را به حکومت نواحی مختلف گمارد. همچنین با خوانین و رؤسای قبایل پیوند خانوادگی ایجاد کرد. فتحعلی شاه دختران آنها را به ازدواج خود و یا فرزندانش در میآورد. همچنین دختران فتحعلی شاه با افراد سرشناس مملکت ازدواج میکردند. به این ترتیب، در عرض چند سال شبکهای از پیوندهای خانوادگی با سلسله قاجاریه انجام شد.
در کنار آن، در هر منطقه یکی از شاهزادگان قاجاری قدرت را به دست داشت و تا حد ممکن از هرگونه شورش جلوگیری میکرد. این سیاست به جانشینان فتحعلی شاه هم منتقل شد و آنها هم تلاش خود را به سیطره خانوادگی بر ایران معطوف کردند.
چالش های خراسان
از زمانی که کریم خان زند در ایران قدرت را به دست گرفت تا قبل از آنکه سلسله قاجاریه تشکیل شود، منطقه خراسان همچنان در دست شاهرخ نوه نادرشاه افشار قرار داشت. شاهرخ شاهزاده کوری بود که کریم خان زند در ایران و احمدخان ابدالی در هرات به گونهای غیررسمی قبول کرده بودند تا در خراسان قدرت را در دست داشته باشد. بهانه آنها احترام به نادرشاه افشار و مقصود آنها ایجاد حائلی بین خودشان بود.
ناتوانی بدنی شاهرخ سبب شده بود تا خوانین محلی در خراسان صاحب قدرت زیادی شوند و حکومت شاهرخ را تحت تأثیر دخالتهای خود قرار دهند. زمانی که آقامحمدخان میراث زندیه را به چنگ آورد و قفقاز را نیز مطیع خود کرد، به خراسان لشکر کشید و به حکومت شاهرخ پایان داد. فتحعلی شاه هم با فرونشاندن سرکشی نادرمیرزا؛پسر شاهرخ؛ یکی از شاهزادگان قاجاری به نام محمدولی میرزا را به حکومت خراسان گماشت.
اکنون سه مشکل اساسی امنیت در خراسان را تهدید میکرد. اولین آنها تاخت و تاز و غارتگری ترکمانان در خراسان بود، به گونهای که حتی به زوار حرم رضوی هم رحم نمیکردند و ترکمانان مردم خراسان و زوّار را غارت میکردند و به اسارت میگرفتند و در بازار برده فروشان خیوه میفروختند.
دومین مشکل، مسأله هرات و اختلاف با خوانین آن منطقه بود. سلسله قاجاریه هرات را جزئی از خاک ایران میدانستند و لشکرکشیهای مستمری را تا سالهای اولیه سلطنت ناصرالدین شاه به هرات انجام دادند.
مشکل سوم، حضور خانهای پرنفوذ محلی در مناطق مختلف خراسان بود و هر لحظه این امکان وجود داشت که این خوانین اقدام به شورش کنند.
همین مشکلات بزرگ سبب شد تا قسمت عمدهای از قدرت نظامی و مالی شاهان قاجاریه صرف حل مسائل امنیتی خراسان شود. یکی از مهمترین علل علاقه فتحعلی شاه به پایان بخشیدن جنگهای ایران و روس این بود که وی میبایست قسمت عمدهای از توان مالی و نظامی حکومت را برای برقراری امنیت در شرق ایران و به ویژه خراسان صرف میکرد.
فرجام خان پرنفوذ تربت
سیاست محمدولی میرزا مبتنی بر به اطاعت درآوردن خوانین پرنفوذ خراسان؛ از جمله اسحاق خان قرایی، خان پرنفوذ تربت حیدریه، بود. ایجاد پیوند خانوادگی و فراخواندن اسحاق خان قرایی به مشهد به بهانه شرکت در اداره خراسان از جمله همین سیاستها بود.
وقتی قاجارها دریافتند به این گونه نخواهند توانست اسحاق خان قرایی را مهار کنند، به حکم شاه، محمدولی میرزا دستور داد تا خان تربت و پسرانش را در حضورش طناب بیندازند و خفه کنند. با فرونشانده شدن ناآرامیهای پس از قتل اسحاق خان قرایی، حاکم قاجاری خراسان بنا به دستور شاه فردی را به حکومت تربت حیدریه منصوب میکرد.
توجه به اصول حکمرانی
با توجه به وجود سه مشکل اساسی خراسان که تا زمان سلطنت ناصرالدین شاه ادامه داشت، شاهان قاجاری و حاکمان خراسان تلاش میکردند تا حاکمان منصوب خود را تا حدی کنترل کنند تا سبب افروخته شدن آتش خشم مردم محلی نشوند.
این دو سند، بیانگر توجه ناصرالدین شاه و حاکم خراسان به دادخواهی مردم تربت حیدریه است. این فرمانها نشان میدهد که در آن دوره، نارضایتی مردم از عملکرد حاکمان محلی تربت حیدریه میتوانست به تغییر آنان منجر شود و حکومت مرکزی برای اداره مناطق مختلف، حاکمان مورد اعتماد خود را منصوب میکرد.
فریدون میرزا از حاکمان توانمندی بود که توانسته بود تاخت و تاز ترکمانان در خراسان را مهار کند و ناصرالدین شاه هم در این زمان در حال فراهم آوردن زمینه مناسب برای به انقیاد در آوردن خوانین هرات بود. بدیهی است که در چنین شرایطی توجه به دادخواهی مردم تربت حیدریه رضایت نسبی در تربت حیدریه به وجود میآورد و مانع از بروز مشکلات بزرگ در آن مقطع حساس میشد.
با تشکر از اداره میراث فرهنگی و آقای احسان انوریان ،سرپرست گروه موسیقی خسروان، که اسناد را در اختیار ما قرار دادند.
منبع: روزنامه اطلاعات