بزرگنمایی:
ای تربتِ کهن، ای زادگاهِ ریشهها،تو نه خاکی ، بلکه دفترِی خونین از غیرت و ایمانِ مردانی.هر وجب از تو، گواه عشقی است که به تیغ آزموده شد، و هر دانهات، نشانی از سرفرازی و ایستادگی دارد.
پایگاه خبری نوید تربت:http://www.navidtorbat.ir
مجتبی شجاعی( معاون استاندار و فرماندار ویژه تربت حیدریه )
ای خاک ، ای گاهوارهٔ نام و نشان، ای ایرانِ جاودان، که در رگهایت تاریخ میتپد و در سینهات هزاران حماسه خفته است.
ای تربتِ کهن، ای زادگاهِ ریشهها،تو نه خاکی ، بلکه دفترِی خونین از غیرت و ایمانِ مردانی.
هر وجب از تو، گواه عشقی است که به تیغ آزموده شد، و هر دانهات، نشانی از سرفرازی و ایستادگی دارد.
تو را میخوانیم، ای خاکِ بلندآوازه، تو را میستاییم، ای مظهرِ صلابت، ای تکیهگاهِ شجاعت.
ای خاک حیدری، ای تربتِ آغشته به خون سرخ، در دل شب و زیر بارانِ سردِ حادثه، سروقامتانِ تو، استوار ایستادهاند( اشاره به شبهای مقاومت در خیابان ها )، نه خمیده به طوفان، نه هراسان از تیرگی.
ایستادهاند با خونِ جوشان در رگ، با آتشی فروزان در دل، با عهدی که از نیاکان به یادگار دارند.
ایستادهاند،تا گردِ ننگ بر دامانِ تو ننشیند و پیشانیِ دشمن را به خاکِ غیرت بسپارند.
ای خاک،در رگهایت خونِ شهیدان جاری است؛خونِ فرماندهانِ دلیر،خونِ کودکانی که معصومیت را به میدان آوردند،خونِ سربازانی که جان را به بهای نام فروختند.
هر قطره از آن خون، فریادی است بر ستم،هر قطره، پیمانی است که هرگز گسسته نخواهد شد.
ای تربتِ حیدری،خشمِ ما ریشه در تو دارد،و غیرتِ ما از ژرفای تاریخِ تو برمیخیزد. هر گامِ ما بر تو، لرزه بر جانِ دشمن میافکند،هر بانگِ ما، پژواکِ حماسهای دیرینه است، و هر شبخیزیمان، نشانِ بیداریِ ملتی است که هرگز به خواب نخواهد رفت.
ما ایستادهایم برای تو،برای شرفِ تو،برای آن خونهایی که تو را مقدس ساختند.
از کرانههای شرق تا مرزهای غرب،از قله تا دشت،خروشِ مردمت، طوفانی است سهمگین.
ما ایستادهایم، ما میستیزیم،ما یاد را به انتقامِ داد بدل خواهیم کرد.
اگر دشمن، پای بر تو نهد،با سیلابی از خونِ خروشان و خاکی برافروخته روبهرو خواهد شد.
ما یکیایم در دل، در نام، در سرنوشت.آمادهایم، تا واپسین دم، تا آخرین قطرهٔ جان.
و تو، ای خون
ای جاری در رگ و آمیخته با خاک،برخیز ، بجوش ، فریاد شو که هر قطرهات، درفشِ پایداری است، و هر جوششَت، پیمانِ جاودانهٔ ایستادگی.
اگر بر این خاک جاری شوی،آن را به افسانهای جاودان بدل خواهی کرد.
ای خاک و ای خون،ای درهمتنیده در یک سرنوشت،شما یک حقیقتید ،یک پیمان، یک تقدیر.
خاک، با خون زنده است،و خون، در خاک جاودانه.
ما با خونِ خویش نوشتیم بر این سرزمینِ سرافراز:تا نفس باقی است، وطن پابرجاست.
ای خاک، گواه باش. ای خون، فریاد شو که از پیوندِ تو با این تربت،حماسهای برمیخیزد که هیچ دشمنی را یارای ایستادن در برابر آن نیست.
درود بر روانِ آن پیشوای شهید( رهبر شهید سید علی خامنه ای ) ،آنکه خون را معنا بخشید
و خاک را به قداست رساند ،که اکنون در بلندای تاریخ ایستاده و این خاک و این خون، روایتگر نام و راه اویند.
خداوندا،تو را گواه میگیریم
بر این عهد،بر این خون،بر این خاک.
بر هر واژهای که از غیرت برخاست،بر هر فریادی که از ایمان جوشید،و بر هر قطره خونی که در راه شرف جاری خواهد شد.
گواه باش ، ما ایستادهایم و تا واپسین نفس،بر این پیمان خواهیم ماند.
عهد میبندیم که تا آخرین نفس، پاسدارِ این خاک، این خون و این راه بمانیم ، استوار، بیدار و وفادار، تا تحققِ کاملِ آرمانها .