پایگاه خبری نوید تربت:http://www.navidtorbat.ir✍ ابوالقاسم عابدینپور
اعلام اجرای طرح کالابرگ در میانه اعتراضات اجتماعی، تصمیمی بود که ناخواسته مرز میان سیاست اقتصادی و مدیریت بحران اجتماعی را از میان برداشت. دولت با تکیه بر منطق معیشتی، کوشید فشار فزاینده تورم بر اقشار کمدرآمد را کاهش دهد و حداقلی از امنیت غذایی را تضمین کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که یارانه نقدی، در شرایط تورمی بهسرعت کارایی خود را از دست میدهد و ابزارهایی چون کالابرگ، دستکم در کوتاهمدت، امکان هدفگیری دقیقتری را فراهم میکنند. از این منظر، اصل سیاست را نمیتوان نادیده گرفت یا صرفاً سیاسی تفسیر کرد.
محدودیت نسخه اقتصادی برای مسئلهای چندلایه
با این حال، اعتراضات اجتماعی معمولاً محصول یک عامل واحد نیستند. تجربه داخلی نیز این واقعیت را تأیید میکند. در آبان 1398، پس از افزایش قیمت بنزین، هرچند دولت تلاش کرد با بستههای حمایتی و یارانهای فشار اقتصادی را تعدیل کند، اما آن اقدامات نتوانست مانع گسترش نارضایتی شود. دلیل روشن بود: مسئله فقط قیمت یا معیشت نبود، بلکه احساس بیمشارکتی در تصمیمگیری و ضعف ارتباط دولت با جامعه نقش پررنگتری ایفا میکرد. در چنین بستری، اعلام کالابرگ در میانه اعتراضات، برای بخشی از جامعه به معنای تقلیل یک مطالبه چندوجهی به مسئله نان تعبیر شد.
زمانبندی و روایت؛ تجربههای فراتر از مرزها
نگاهی به تجربههای جهانی نیز نشان میدهد که سیاستهای حمایتی در زمان بحران اجتماعی، بدون اقناع افکار عمومی، اغلب نتیجه معکوس میدهند. در فرانسه، همزمان با اعتراضات «جلیقهزردها»، دولت مکرون بستههای حمایتی مالی و معافیتهای مالیاتی را به اجرا گذاشت، اما تنها زمانی توانست از شدت بحران بکاهد که این اقدامات با گفتوگوی مستقیم، عقبنشینی نمادین و اصلاح روایت رسمی همراه شد. در مقابل، در کشورهایی مانند شیلی، تأخیر در شنیدن مطالبات اجتماعی باعث شد سیاستهای جبرانی اقتصادی، حتی اگر سخاوتمندانه بودند، به چشم جامعه نیایند و اعتراضات ادامه پیدا کند.
کالابرگ؛ حمایت یا امتیازدهی؟
در فضای ملتهب، معناهای سیاسی بر تصمیمهای اقتصادی سایه میاندازند. اگر سیاست حمایتی پیش از بحران یا در قالب یک برنامه شفاف و بلندمدت اعلام شود، میتواند نشانه ثبات و پیشبینیپذیری دولت باشد. اما اعلام همان سیاست در اوج اعتراضات، بدون توضیح کافی، بهراحتی بهعنوان واکنشی کوتاهمدت و امتیازدهی تحت فشار تعبیر میشود. کالابرگ نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ ابزاری که میتوانست بخشی از یک سیاست پایدار رفاهی باشد، اما در آن مقطع، بیش از آنکه اعتمادساز باشد، محل تردید شد.
فراتر از سفره؛ ضرورت بازسازی اعتماد
کالابرگ میتواند مُسکنی برای معیشت باشد، اما درمان اعتراضات اجتماعی نیازمند چیزی فراتر از سیاستهای حمایتی است. تجربه داخلی و خارجی نشان میدهد که اعتماد عمومی، شفافیت در تصمیمگیری و گفتوگوی مستمر با جامعه، پیششرط موفقیت هر سیاست اقتصادی است. در غیاب این مؤلفهها، حتی درستترین تصمیمها نیز در زمان نادرست، به هزینه سیاسی بدل میشوند. «سفره» زمانی از سیاست جدا میماند که دولت و جامعه، پیش از بحران، بر سر منطق تصمیمها به تفاهم رسیده باشند.
http://navidtorbat.ir/fa/News/32969/سفرهای-که-سیاست-شد-اقتصاد-در-لحظه-بحران-اجتماعی